فرهنگیان و تجربه ی من❤️
سلاااام به همه ی جادوگر های ریز و درشت😁🤏 حالتون خوبه؟ هنوز میخندید ؟🥰 اومدم به قولم وفا کنمو یه پست جامع درمورد فرهنگیان بذارم و تجربمو بگم😍 بذارید همه چیو قدم به قدم و ساده براتون توضیح بدم🥰🤏 بریم که شروع کنیم❤️ شما برای اینکه معلم رسمی( استخدام) بشید دو راه دارید یکیش اینه که لیسانستون رو توی دانشگاه فرهنگیان بگیرید و بعداز اتمام درستون یکراست برید سرکار ( مثل من) یکیش هم اینه که لیسانستون رو توی یک رشته ی دیگه بگیرید و آزمون استخدامی آموزش و پرورش رو شرکت کنید( همون ماده ۲۸) راه اول خیلی بهتره به چند دلیل: سال هایی که درس میخونید هم جز خدمتتون حساب میشه 😍 ...
اولین روز دانشگاه 🥰🏫👩🏫
سلام و صد سلام😍 من اومدم با یه پست رنگی رنگی و خاطرانگییزززززززززززززز🥺🥺😍😍😍 بالاخره با کلی تأخیر کلاسای ماهم شروع شد😍 سه شنبه ۹ آبان ۱۴۰۲ اولین روز دانشگاه من بود😁😍 خیلی خیلی ذوق داشتم بیشتر از همیشه 🥺🥺 برنامه ی روز هارو اینجا میذارم ما گروه ۶۳ بودیم و همه آموزش ابتدایی 🥰🥰 سه شنبه8/9 کاربست فناوری/سایت/۹_۷:۳۰ کاربست فناوری/سایت/۱۰:۴۵_۹:۱۵ آئین زندگی/کلاس۲۰۵/ ۱۲:۳۰_۱۱ تا ساعت ۱۴ هم ناهار بود 😋 روز اول ناهار چلوکباب بود🤭 هر استادی که می اومد سر کلاس کلی بهمون تبریک میگفت و باهامون درمورد اهمیت شغلی که انتخاب کردیم و تاثیری که روی بچه ها داریم صحبت میکرد 😁😍 منم هی بیشتر ...
اثر مرکب 💙☄️
💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚💙💚 به نام پروردگار قلم💙 من اومدم با یه معرفی کتاب دیگه ☁️ اما اینبار کتابی که میخوام معرفی کنم یکی از بی نظیر ترین کتاب هاییه که خوندم🥺 اصلا نمیتونم تأثیرگذاری و ارزشمندی این کتابو توصیف کنم. اگه به دنبال رشد شخصیت و توسعه ی فردی و بهتره بگم رسیدن به اهدافتون هستید این کتاب میتونه مثل یه گنج ارزشمند راه رو نشونتون بده🤗💚 تو این کتاب یسری تمرین هم وجود داره که بهتون کمک میکنه هدفتونو پیدا کنید، ارزش هاتونو کشف کنید و... خلاصه که خیلییییییی خوبه😚😚 حتما بهتون پیشنهادش میکنم:) «اثر مرکب مطمئناً یکی از بهترین کتابها در زمینه بهبود فردی ...
قبول شدم❤️
بالاخره بعد از کلی زحمت و سختی کلاس دوازدهم منم تموم شد وبرای کنکور ثبت نام کردم! درس خوندن برای کنکور درکنار مدرسه کار راحتی نبود. منم خیلی تلاش کردم اما هنوزم معتقدم اونجور که باید نخوندم😑( بسوزه پدر کمالگرایی) معلمای کلاس دوازدهمم رو مینویسم اینجا تا برام یادگاری بمونه😍😍❤️ یسریشون واقعا تحمل اون روزهارو برام آسونتر کردن😍❤️ خانم خواجوی، احمدی، ملکی، قدرتی، اکرمیه ، جعفری ، حاج آقایی، اردستانی و یازرلو دبیرستان در کنار بچه های کلاسمون واقعاً قشنگ بود. خیلیییی بچه های خوبی داشتیم🥺❤️پایه ترین بودن و کنارشون خیلی چیزا یاد گرفتم😍 انشاالله که هرجا هستن بدرخشن چون لیاقتشو دارن😍😍&nbs...
کسی اینجا هست؟!
نمیدونم الان که این متنو مینویسم اصلا کسی منو یادش میاد یا نه!😂 خیلیییی وقته نیومده بودم به وبلاگم سربزنم راستش اونقدر درگیر کنکور بودم و از طرفی هم حالم زیاد نرمال نبود برای همین نیومدم. یادمه چقدر روزای اولی که وبلاگمو زده بودم کلی براش ذوق داشتم و چقدر براش برنامه ریزی میکردم و چه فکرایی براش داشتم! اما یه موقعی اومد که خاطرات شکلاتیم ۴ساله شد و من اصلا یادم نبود که وبلاگ دارم... بگذریم! حالا که برگشتم😍❤️ دوست دارم وبلاگمو دوباره زنده کنم و خاطراتمو توش ثبت کنم. وبلاگ کوچولوی من هنوز کلی بازدیدکننده داره که پستامو میخوننو با اینکه نیستم برام کامنت میذارن🥺🥰 دوباره شروع میکنم خاطره نویسی رو❤️ ...
هیرو!!😍🐦
چند ماهی میشد که من دلم میخواست یه حیوون خونگی داشته باشم که دوستم بشه و منم ازش مراقبت کنم😍 تو فکرش بودم که یدونه عروس هلندی بگیرم 🤭 اما میترسیدم نتونم ازش نگه داری کنم چون مراقبت زیادی میخوان! خلاصه منصرف شدم... آخه دلمم میسوزه که از ماماناشون جداشون میکنن 🥲 چند وقت بعدش یعنی حدوداً یک ماه و نیم پیش، عموم یدونه مرغ مینا برای ما گرفت😍❤️ که اسمش شد هیرو!! هیرو اسم یک افسر ارتش امپراتوری ژاپن در دسامبر ۱۹۴۴ بوده!( بله ما از این جور اسمای با ابهت میذاریم روی بچمون😏😂 ) با اینکه من مخالف گرفتنش بودم اما یهو هیرو شد قلللللب من🥲😍❤️ از همون وقتی که هیرو کوچولو بود منو داداشم بهش غذا میدادیم و ازش مراقبت میکردیم 🥰 ...
وقت قصه مرا صدا کن...🍃
سهراب کنار آن ها نشست و به ماه پیشونی گفت: پدرت چطور مادرت را طلاق داد ؟ماه پیشونی با تعجب به او نگاه کرد: این همه راه را آمدهای تا این را بپرسی ؟ سهراب که به جوی آب خیره شده بود گفت: پدر منم میخواهد مادرم را طلاق بدهد. ماه پیشونی گفت:به همین سادگی که آب در این جوری می گذرد و می رود. نه خورشید دست از طلوع کردن برداشت و نه ما فراموش کرد که بتابد. نه شب و روز جایشان را عوض کردند و نه آدم ها تعجب کردند. فقط من گریه کردم! اما سهراب خیال می کرد اگر راستی راستی پدرش ،مادرش را طلاق بدهد، مردم به هم سلام نمی کنند، ماشین ها همه ترمز میکنند و دیگر راه نمی روند، مدرسه ها تعطیل می شوند و باد گوشه ای می ایستد و خورشید سرد ...
من برگشتم!🥰
سلام سلام حالتون خوبه؟ من بعد از مدت هااا برگشتم 😬 چندماهی میشه که نیستم🙄 اصلا انگار حال و حوصله ی پست نبود ولی الان هست 😍 گفتم بیام یه پست گُنْدِله( به زبون من یعنی بزرگ🤣) بذارم😍🤩 راستی کلی پیام برام تو این مدت فرستادید که به همشون جواب میدم مرسی از همراهیتون🤩😍😍😍 چقدر دلم واسه دوستام و نی نی وبلاگ تنگ شده بود😍 زهرا، مبینا، اسرا، محیا و محمد حسام وکلی دیگه از بچهها که خیلی میشه اگه بخوام اسماشونو بنویسم 😍❤️ خب دیگه بریم سراغ پست جدید 😍😍😍 نونو بانو تقدیم میکند🌿 از شروع سال تحصیلی جدید و یازدهم پستی نذاشتم و همینطور لوازم التحریرم. اون اوایل خواستم بذارم اما انگار حوصلش نبود!😑 مدارس ما هم مثل بقیه مدرسه ها...













