نوشیننوشین، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
💞خاطرات شکلاتی💞💞خاطرات شکلاتی💞، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

🌈خاطرات شکلاتی🌈

ولی تهش برمیگردی پیش خدا🕋🤍میگی نه؟ امتحان کن!

یک انسانِ خطاپذیر🎠

این روزها که دارم به عنوان یه ` آدم خطاپذیر` زندگی میکنم ، واقعاً حس و حال بهتری دارم. دیگه کمتر خودمو بابت اشتباهات سرزنش میکنم. دیگه یاد گرفتم که من یک انسانم که اشکالی نداره اگر گاااااهی خطا کنه! البته اشتباه با حماقت فرق داره:)  چند روز پیش که صبح یکم دیرتر از خواب بیدار شدم ،چقدر تو دلم خودمو سرزنش کردم که وااای چرا انقدر خوابیدی ! الان وقت بیدار شدنه؟؟همون طور که رفتم توی آشپزخونه و داشتم چای‌ساز رو روشن میکردم تا صبحونه بخورم به اینم فکر میکردم که من اصلا آدم خوبی نیستم! چون آخه الان وقت صبحونه خوردنه؟؟ تایم ناهارت الان می‌ریزه بهم و چاق میشی!!  بعدش هم که رفتم برای هیرو ( مرغ مینام) غذا بریزم ، به اینم ...
13 شهريور 1403

بازی زندگی 🤷

داشتم به این فکر میکردم که شاید از اولشم قرار نبوده زندگی خوب پیش بره! شاید اصلا قرار بوده وقتی اعصابمون خورده حتماً لباسمون به دستگیره در گیر کنه! وقتی ذوق یه چیزیو داریم حتما کنسل بشه! شاید قرار بوده وقتی دیرمون شده از اتوبوس جا بمونیم و شایدم قرار بوده وقتی کتونی سفید پامونه حتما بارون بگیره!  شاید قرار بوده قهومون سرد بشه!  چاییمون کمرنگ بشه  ماکارانیمون ته بگیره و هندزفری مون گره بخوره  شاید اصلا قانون بازی همین بوده! شاید از اولشم قرار نبوده که کسی برنده بشه. فقط قرار بوده آدما بیان و بخندن و برن! همین! راستی کی این موفق بودنُ باب کرد؟؟؟ ...
2 مرداد 1403

در ستایش چای!☕

داستان چای خور شدن من برمیگرده به حوالی تابستون سال ۹۸! یادمه اونموقع عضو کتابخونه بودم و هفته ای چند تا کتاب میخوندم. یبار کتاب «آرزوی سوم» نوشته مصطفی خرامان رو به امانت گرفتم و توی یه روز گرم تابستونی شروع کردم به خوندنش. اونقدر آقای نویسنده از لفظ `یک چای خوش رنگ و خوشمزه ` استفاده کرد که من یک دل نه صد دل عاشق چایی شدم! اونم چایی خور معمولی نه هااا یه tea lover تمام عیار!😍 از اونایی که معتقدن چای رو باید تلخ خورد تا نفوذ کنه توی تک تک سلول هات و تموم غم و غصه هارو بشوره و ببره ❤️ حقیقتاً من فرایند چای دم کردن و چای خوردن و تراپی با چایی رو خیلی بیشتر از خودش دوست دارم! به زبان ساده بخوام بگم باید اشاره کنم که ...
20 خرداد 1403

تنهایی 🤍

چند وقت پیش که داشتیم با دوستم پیاده‌روی میکردیم بهم یه چیزی گفت که خیلی برام جالب و تأثیر گذار بود. بهم گفت: نوشین سعی کن تو هیچی به کسی وابسته نباشی و اینو اصلا نشون ندی!  خیلی حرفش بجا و درست بود. حالا که بزرگتر شدم میفهمم که چقدر وابستگی بده به هرکس و هرچیزی. میدونی ، من عاشق صحبت کردن با آدمام. عاشق اینم که باهاشون درمورد چیزای مشترکمون صحبت کنیم و کلی چیزای جدید ازشون یاد بگیرم. دوست دارم نگرششون نسبت به زندگی ، خوشبختی ، عشق ، موفقیت و... بدونم اما خب جدیداً دارم سعی میکنم تنهایی رو یاد بگیرم. چون بدم میاد به چیزی یا کسی وابسته باشم. این که از رفیق رفقا و... هم رکب خوردم بی تأثیر نیست.  اینو با گوشت و پوست و استخونم ...
8 خرداد 1403

دوره فروش های مستقل!

داستان از اون جایی شروع شد که هممون خواستیم دخترای قوی و مستقلی باشیم! به استقلال مالی برسیم و همه ی بار این زندگی رو به دوش های ظریف و دخترونمون بکشیم! تو اینستاگرام جو عظیمی راه افتاد از دخترایی که با درآمد خودشون خونه و ماشین و گوشی مورد علاقه شونو خریدن. دخترایی که میخواستن این مسیر شیرین و جذاب(!) رو به بقیه هم یاد بدن. و این شد که ذهن ما پر شد از رویای مستقلی؛ همه ی فکر و ذکرمون شد پول و هدفای بزرگ و دست نیافتی که تحت تأثیر همون مدرس ها می‌خواستیم یه تنه بهشون برسیم و جذبشون کنیم! چشمای ما از اون به بعد چیزی جز پول ندید و همین باعث شد بخوایم برای مستقل شدن به هر دری بزنیم. اونموقع کسی به ما نگفت که همه‌ی بار این زندگی سخت و ف...
16 ارديبهشت 1403
1