نوشیننوشین، تا این لحظه: 21 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره
💞خاطرات شکلاتی💞💞خاطرات شکلاتی💞، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

🌈خاطرات شکلاتی🌈

ولی تهش برمیگردی پیش خدا🕋🤍میگی نه؟ امتحان کن!

ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ باد ﺑﺴﭙﺎﺭ تابستان ﺍﺳﺖ💛

1403/6/28 12:51
نویسنده : 🌼 نوشین 🌼
390 بازدید
اشتراک گذاری

سلااااام فرزندان ایران چطورید🥰 خوبید الحمدلله ؟💛 

تابستون ۴۰۳ اولین تابستونی بود که تقریباً فکرم آزاد بود. قبلش کنکوری بودم و تابستون زهر مارم میشد😂😂 اینبار واقعا بلد نبودم چیکار کنم عادت نداشتم😂 یکی از مهم ترین کارایی که تو این تابستون کردم این بود که خوابمو تنظیم کردم و به نسبت زیادی هم موفق بودم🕶️

ورزش رو شروع کردم و خوشبختانه ادامش دادم😍 باشگاهی که میرم رو خیلی دوست دارم خصوصااااا مربیم🥰 واقعا میرم باشگاه میام شارژ میشم حالم خوب میشه قبلا اینطور نبودم باشگاه قبلیم رو ازش میومدم افسردگی می‌گرفتم 😐😂 اما این یکی خیلی خوبه جو اونجا بشدت صمیمیه 😍 اوایل هوازی کار می کردم و الان بدنسازی میرم

راستی این پروشیر ها خیلییی خوشمزن به عشق اینا میرم باشگاه 😂😂

تو این تابستون کلاس رانندگی هم رفتم و الان جلسه ی چهارم شهریم😍🚙🚦 

اینم ماشینیه که باهاش آموزش میبینم ، اینجا دهنش باز بود😐😂

رانندگی آسون تر از اون چیزی بود که فکر میکردم شایدم بستگی به خودم داره که وقتی اشتباه میکنم غش غش میخندم😂 کلا راحت میگیرم 

یه روز سر کلاس آیین نامه بودم اومدم ساعتو ببینم که دیدم گوشیم صدبار زنگ خورده دیدم دوستامن کلی زنگ و پیام دادن که نوشین ما داریم میریم بستنی بخوریم پاشو بیا😐😂 کلاسم که تموم شد زنگ زدم بهشون قرار گذاشتیم بریم صحنی که نزدیک آموزشگاهمه. من رفتم اوناهم راه افتادن که بیان تو این فاصله نشستم یه زیارت عاشورا هم خوندم☺️ گفته بودم امام حسین نور زندگیه منه؟؟؟ 

أی مأوى أکثر أمانًا من ذراعیک؟🥺💚

اخرای مرداد با مامان بابام رفتیم شمال 😍 

این گلارو ببینید 😃 اسمشون گل جعفری هست کوچیک تر که بودم از تو کوچه پیدا کردم رفتم تو حیاطمون کاشتم الان نصف حیاطو گرفته😍

این نارنگی هارو هم بابام پروش داده😎 دستت طلا مرد😂❤️

یه روز که رفته بودیم جواهرده کنار آبشارش یدونه کلبه قدیمی ساخته بودن که فکر کنم فروشگاه بود، دقیقاً از همون کلبه هایی بود که من عااااااشقشونم😍❤️ چقدر قدیما همه چیز خوشگل بود🥺 چیشد که خونه های ساده و بی رنگ و روحو ترجیه دادیم به این خونه های رنگی وپر نقش و نگار ایرانی:(

بابام یه دوست داره که هنوز فکر میکنه من کوچولوام واسه همین هر موقع میریم پیشش واسه من جداگانه میوه و محصولات عجیب غریبی که پروش داده رو میذاره😍❤️ مثلا اینبار  بهم کدوی دورنگ داد ببینید چه خوشگله😍 

خودشم همیشه میگه نوشین خانم فکر نکنی بزرگ شدیا تو مثه دخترم میمونی😅😍❤️ 

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

طبق معمول من آبجیم بازم سینماهارو آباد کردیم و اینجا داشتیم میرفتیم تگزاس ۳ ببینیم

تو این تابستون دوتا کتاب خوندم 

کتابخانه نیمه شب 

رویای نیمه شب

که جفتشون معرکه بودن🥺😭😭 حالا بعدا پست معرفیشونو میذارم😍 پاشم برم عکساشونو بگیرم 

همچنین برای بار صدم پایتخت رو از فصل اول دیدم و هنوز دارم به این فکر میکنم که چطوری یه فیلم انقدر میتونه فوق العاده باشه؟؟؟؟

مثه اینکه این پست هم تموم شد😆 تا پستی دیگر شمارو به خدای بزرگ میسپرم به قول ارسطو فِنیتو👎 گودنااااایت😂😂😂

پسندها (11)

نظرات (6)

(:𝘔𝘦𝘭𝘰𝘥𝘺(:𝘔𝘦𝘭𝘰𝘥𝘺
29 شهریور 03 10:54
چ خوانواده صمیمی و&zwnj دوست داشتنی(:
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
مرسی ملودی جان 💞
بنظرم واسه نگهداشتن یه رابطه همه باید تلاش کنن 
(:𝘔𝘦𝘭𝘰𝘥𝘺(:𝘔𝘦𝘭𝘰𝘥𝘺
29 شهریور 03 13:46
بله همینطوره🦦✨
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
👍👍💛

29 شهریور 03 20:31
ان شاء الله همیشه به شادی و موفقیت
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
ممنون از لطفتون 
زهرا‌بانوزهرا‌بانو
30 شهریور 03 19:25
نوشین عزیزم امیدوارم همیشه شاد باشی دوستم
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
مرسی زهرای مهربونم 😍💕 همچنین تووو😍
✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)✿فاطمه✿(مامان محیا و حسام)
6 مهر 03 14:14
به به چه تابستون پرباری داشتی😁👏✌️

کتابخانه نیمه شبو خوندم ،عااالیه

رویای نیمه شب چطوره؟
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
خودم که خیلی حوصلم سررفت🤣🤣
رویای نیمه شب هم خیلی قشنگ بود اگر رمان های مذهبی دوست دارید گزینه ی خوبیه👌یه پسر سنی عاشق یه دختر شیعه میشه و...
HourglassHourglass
12 مهر 03 1:22
موفق باشید
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
ممنونم🌺