نوشیننوشین، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره
💞خاطرات شکلاتی💞💞خاطرات شکلاتی💞، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

🌈خاطرات شکلاتی🌈

ولی تهش برمیگردی پیش خدا🕋🤍میگی نه؟ امتحان کن!

پایان ترم ششم دانشگاه🎀

1405/4/29 19:13
نویسنده : 🌼 نوشین 🌼
251 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام حالتون خوبه؟ 

اومدم با هرچی که در بساط دارم پست بذارم حال ندارم ادیت کنم و اسم وبلاگمو بذارم پس لطفا کپی نکنید مرسی اَه 😂

این ترم دانشگاهم مجازی گذشت و الان که فکرش رو میکنم دلم برای دانشگاه تنگ شده… حس میکنم چیزای بزرگی رو میتونستم یاد بگیرم و حالا که مجازی شده از دستشون دادم. البته هرچی بیشتر به پایان دانشگاه نزدیک میشه بیشتر دلهره میگیرم که ای وای الان من چیکار کنم😂 شایدم بیش از حد از خودم توقع دارم که این چهارسال کارشناسی رو چیزای خیلی زیادی یاد بگیرم. همه بهم میگن اصل یادگیری توی کار و با تجربه به دست میاد که درست هم هست. اما میخوام سعی کنم مطالعاتم رو توی رشته ی خودم بالا ببرم تا بتونم بهتر باشم. 

این ترم کارورزی دو داشتیم که کلا یه جلسه حضوری رفتیم و بعدش مجازی شد🥲 ولی همش میگم خداروشکر که توی جنگ بچه ها مدرسه نبودن و اتفاقی براشون نیافتاد 🥲 از اونجایی که قراره خودمم معلم بشم نسبت به یسری مسائل خیلی بیشتر واکنش نشون میدم. به بچه ها بیشتر توجه میکنم و احساساتشون رو درک میکنم. برای همین هنوز هم ماجرای مدرسه میناب و شهادت اون همه بچه بی گناه و معلم هاشون برام همونقدر دردناکه💔 توی مدرسه که بچه ها نگاه میکنم میبینم چقدر مظلوم و بی پناهن و توی مدرسه بدون هیچ فکر و خیالی بازی میکنن و پیش دوستاشونن ولی ۱۶۸ تا از همین بچه ها توی یه روز کاملا عادی به بدترین شکل ممکن به شهادت رسیدن… فقط بگردم برای دل خانواده هاشون… به عنوان یه دانشجو معلم تا ابد درد این بچه ها توی قلبم میمونه💔🎒 

۱۶۸🎒🖤 

بگذریم… 🖤

بچه های فرهنگیان میدونن که یکی از سخت ترین مراحل دانشجویی همین نوشتن گزارش کارورزی هست😅 منو دوستمم چون جفتمون با یه استاد داشتیم مدام این تلفن دستمون بود و از هم سوال میپرسیدیم تا بالاخرهههه این گزارش به پایان رسید و دفاعش کردیم🌸

در حال دوپینگ کردن با شیرقهوه 

اینجا هم باهم رفته بودیم کتابخونه تا گزارشمون رو تکمیل و کدگزاری کنیم

برای یکی دیگه از درسامونم باید تدریس انجام می‌دادیم ماهم با یکی از مدارس هماهنگ کردیم تا بریم اونجا و تدریسمون رو ضبط کنیم 

اینجا حس خاله شادونه رو داشتم با اون‌مقنعه م😂😂😂

موقع رفتن قرار شد با دوستم برم و وقتی رفتم سوار ماشین بشم به یه صحنه ای مواجه شدم که اصلا مونده بودم چجورییی😂😂😂 دوستمم دقیقا همون مقنعه من سرش بود😂😂 

دیگه دوتا خاله شادونه راهی مدرسه شدیم 

تدریسمون هم خداروشکر خوب بود نمره ی من شد ۱۹/۵. 

روزها هم با کلاس های مجازی گذشت. 

یه روز خیلی پریشون و غصه دار بودم. پس چیکار کردم؟ یه پاکت کروسان خریدم و راهی خونه ی خواهرم شدم❤️ چون این موقع ها فقط و فقط خواهرم میتونه حال منو خوب بکنه🫀

ترکیب کروسان تازه با کاپوچینوی گوددی یکی از موارد مورد علاقمه🫶🥐☕️

امتحانامونم با تاخیر های زیاد بالاخره مجازی برگزار و تموم شد. و رسما سه سال دانشگاه رو تموم کردم. از این به بعد میشم سال آخری

اینم یه مروری بر این ترم که بی هیچ اتفاق خاص و جالبی ، صرفا گذشت

پسندها (2)

نظرات (3)

MasomehMasomeh
31 تیر 05 22:38
وای خدای منننن، چه خانم معلم نازی😍خدایا هر کی آرزوی چنین صحنه ای رو داره به آرزوش برسون&hearts️✨️
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
ممنونم معصومه جان لطف داری😍❤️🥰 انشاالله😘🌸
MasomehMasomeh
31 تیر 05 22:46
خانم معلم نازززز🌹😍&hearts️
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
قربون شما😍❤️
😍
4 مرداد 05 11:10
دقیقا یک ماه دیگه نوشین بانو ۲۱ سالش می&zwnjشه😍😍😍
خانوم معلم مهربون و نازززز😭😍💞
🌼 نوشین 🌼
پاسخ
وایی دقت نکرده بودم😍🥲❤️
لطف داری عزیزدلم😍😍❤️🌻🌻